ابراهيم عاملي ( موثق )

306

تفسير عاملي ( فارسي )

دليل است پس مؤمن چون تأمّل كند و نشان حدوث بيند سرّش فتوى كند كه : چون روا نباشد قبّه و سرائى اندر صحرا بىبنّائى و كدخدائى روا نبود چنين هوائى و سمائى اندر چنين فضائى بىقدرت خدائى ، اندر شب ديجور بيرون آى و اندر آسمان نظاره كن تا آسمان بينى بسان لشگرگاه ستارگان بسان سپاه ، و ماه بر مثال شاه اين نمودار روز رستاخيز است ، ظلمت شب نشان قيامت ، ستارگان نشان رخسار مؤمنان ، مجرّه نشان نهر كوثر ، و جمال ماه نشان محمّد رسول اللَّه ، چنان كه شب تاريك بود چون ماه رخسار بنمايد عالم روشن شود و فلك گلشن گردد ، خلق قيامت در ظلمت و زحمت باشند چون جمال اين مهتر پيدا آيد اهل ايمان را سعادت و امان پيدا آيد ، اين مثال به حكم تقريبى رفت اندرين تقرير ، و گر نه جمال و كمال آن سيّد بيش از آن است كه بمهتاب برابر كنند يا بآفتاب مثل زنند : ماه را آن جاه نبود كو تو را گويد كه چون ؟ زهره را آن زهره نبود كو تو را گويد چرا نى خدا از چاه جاه حاسدان از روى فضل بركشيد و برنشاندت بر بساط كبريا ؟ زمخشرى در كشّاف از حضرت امام صادق روايت كرده است كه : هر كس از چيزى غمگين شد پنج نوبت بگويد « ربّنا » خدا نجاتش مىدهد و آنگاه اين آيه را قرائت فرمود : « إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ ) * تا آخر » . « يَذْكُرُونَ اللَّه قِياماً وَقُعُوداً وَعَلى جُنُوبِهِمْ » 191 ابو الفتوح : از حضرت علىّ عليه السّلام و ابن عبّاس و قتاده و نخعى روايت كرده است كه جمله ى يذكرون يعنى نماز مىخوانند و كلمات : « قِياماً وَقُعُوداً وَعَلى جُنُوبِهِمْ » براى حالات سلامتى انسان است و درجات ناتوانى . و مفسّران گفته‌اند : مقصود ياد خدا است در همه ى احوال . و هم او نوشته است : ابن عون گفت : فكرت غفلت ببرد و خشيت بار آرد چنان كه آب نبات را و زرع را زيادت كند و دل را هيچ چيز چنان نافروزد كه اندوه و هيچ چيز چنان روشن نكند دل را كه فكرت .